برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
شاید من، برایت زیادی باشم!
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
کسی حقیقت را می دانسته و نگفته!
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
40 سالِ بعد؛
من زنی 57 ساله م! جالبه!
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
از چشمِ شوخش ای دل...
ایمان
خود
نگه
دار
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
و اینکه ادما تا چ حد توانایی اینو دارن ک تو دلتنگی هاشون حل بشن.
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
تو را وختی که آفی دوست دارمم!!!
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
از چین و چروک صورتش خجالت میکشم
هرچند که حتا این زشتی هام ماله من نیستن!
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
اصلن بیا و بزن دمِ گوشِ ما!
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
در عجبم از بی عرضگی عه عده ای!
زنجیره ای هم رشد می کنن!
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
کوچولوعه مغزش!
جا نمیشه!
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
مجتبی که رفت هانیه م ول کرد همه رو. از دوست داشتنی چیزاش گذشت کرد. سربازی که مجازی و حقیق نمیشناسه. وقتی ک بیاد هست و نیستتو میگیره. از پریسا خبر ندارم ولی از ماهیتِ نبود مجتبی تا نبود خودش وقتی نیاز داش، از همه چی راحت میگذره الا زندگیِ نکبتی ش. مجتبا آبو ی غصه دار قصه ما 4 تاس. که هرچند سخت ولی رفتنش آرامش داد به هممون که بخواییم بریم سر حقیقتمون. حقیقت و حقانیت هرچند که حق نباشه!
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی
برچسب:
نویسنده: سارا کاشانی